في حَديثٍ قالَ اللهُ تَبارَكَ و تَعالي:
لولاكَ لَما خَلَقتُ الأَفلاكَ وَ لَولا عَلِیُّ لَما خَلَقتُكَ وَ لَولا فاطِمَةُ لَما خَلَقتُكُما[1]
خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلَّم می فرمایند:
اگر وجود مقدّس تو نبود، اين نشئه را خلق نميكردم و اگر علي علیه السلام نبود، تو راخلق نميكردم و اگر فاطمه سلام الله علیها نبود تو و علي را هم خلق نميكردم.
اين نشئه افلاك سايه وجودي پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلَّم مي باشد و پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و ائمه اطهار علیهم السلام نور واحد هستند و نور هم قابل تجزيه نيست. اين كه پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلَّم ميفرمايند: « اِنَّ فاطِمَةَ بَضعَةٌ مِنّي وَ هِیَ نُور عَينِي وَ ثَمَرةَُ فُؤادي یَسُوؤنِی ما ساءَها و يَسُّرُني ما سَرَّها[2]» يعني فاطمه زهرا عليها السلام پاره تن من و نور چشم و ميوه دل من است. هركسي او را ناراحت كند، مرا ناراحت و اذيت مي كند و هرچه و هركس او را خوشحال كند، مرا خوشحال ميكند. يعني او خود من است و به يك معنا قابل تجزيه نيستند و در آفرينش در يك مقام و مرتبه هستند. ولي چون انسان در عالم كثرت است، آنان را متعدد مي بيند. «كُلُّهُم نُورٌ واحِد»: يعني مقام شامخ اين دو بزرگوار ازنظر نشئه خلقتي يكي مي باشد و انسان نمي تواند اين بزرگواران را مرتبه بندي كند.
پس فاطمه سلام الله علیها از جمله اسرار كائنات و علّت هاي خلقت مي باشد. امروز مقدار اندكي متوجه مي شويم كه چقدر آسمانها بزرگ است. فاصله فلان سياره تا زمين يك ميليون سال نوري و سرعت نور در ثانيه سيصد هزار كيلومتر است. يعني ميلياردها سال معمولي و هر كهكشان يك عالم عظيم ديگري است و دنيا با همه عظمت خود در مقابل آسمانها كوچک است و انسان ذرّه ناچيزي است؛ ولي با ايمان به خدا و عمل صالح يعني روح الهي عظمت پيدا مي كند. حالا نور و روح ملكوتي چهارده معصوم عليهم السلام چه قدر عظيم است كه خلقت آسمانها و زمين به واسطه وجود آنهاست. منظور جسم آنها نمي باشد؛ بلكه روح آنهاست كه براي هدايت انسانها مي باشد. انسان به عظمت وجودي چهارده معصوم عليهم السلام و عظمت هدايت انسان پي ميبرد و چه زشت است كه انسان خود را مشغول به پول، مقام، شهرت، شهوت، خوردن و دیگر ابزارهاي مادّي كرده و از اين همه عظمت كه براي هدايت او مي باشد، غفلت نمايد. ائمه معصومين عليهم السلام با اين همه عظمت عمر گران بهاي خويش را در راه اطاعت و عبادت الهي مصرف نمودند.
[1]علم اليقين، جلد1
[2] بحارالانوار، جلد 43، صفحه 24
ـــــــــــــــــــ